تبليغاتX
معرفی باریش آکارسو

معرفی باریش آکارسو

 

فکر میکردم چه اتفاقی ممکن است رخ دهد تا داغ رفتنت را از خاطرم محو گرداند.

می اندیشیدم کدامین سکوت است که اینچنین به تنگنایم بکشاند...

باور کن با گریه مینویسم برایت...به نام زیبای "صلح"ات...

غبطه میخورم.غبطه میخورم زیباروی من.

غبطه میخورم به رفتنت...به رهایی ات...


دومین سالروز رفتنت را تبریک میگویم...

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 23:15 توسط افشین مرد صفت |


روزي که فرشته ها شهر را تسخير کنند
روزي که پروانه ها به پرواز در آيند
روزي که کسي ايسلاک ايسلاک ننگرد
و روزي که تو باز آيي
روزي که شهر من
ديگر دلگير نباشد
روزي که هوا پر باشد از عطر عشق.

فرشته ها
تو را بر شانه ها ي خود خواهند آورد
با بالهاي زيباي سپيد
و چشمان زيباي سرمه کشيده
با زلفکان آشفته و پريشان
روزي که تو باز آيي

بگو پروانه ي من
بگو
کجاست آن جنتي
که تو را از من ربود
کجاست آن اقيانوسي
که جاري شدي بر آن
بگو پروانه ي من
بگو خدايت کدامين زيباترين ها را بخشيد
که زيبايي چهره ات را از تو ربود

در انتظار روزي ام که تو باز آيي
روزي که شهر سرشار از عطر بهار باشد
لبريز از عشق
و روزي که فرشته ها به پرواز در آيند بر فراز شهر من
روزي که پروانه ها تو را بر بالهايشان خواهند آورد
در انتظار خواهم ماند...

 

 

دلم تنگه برات...دلم تنگه............

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 20:57 توسط افشین مرد صفت |


بعد از ظهر جمعه دلم بدجوری گرفته بود.

تو خونه داشتم با کامپیوترم ور میرفتم که  ناگهان یک پوشه توجه منو به خودش جلب کرد. اسمش باریش بود.

نمیدونم کی این فایلهارو رو کامپیوترم ذخیره کرده بودم . پر بود از فلشهای مربوط به باریش و کلیپهاش. دونه دونه دیدم. بعد از گذشت نزدیک ۲ سال هنوز هم برام تازه بودند . با اینکه بارها و بارها همشونو جاهای مختلف دیده و شنیده بودم باز برام تازه بودند . از دیدنشون سیر نمیشدم.

نمیدونم اسمشو چی بذارم . ایا این عشقه ؟ شاید هم چون هنوز از دیدنش سیر نشده بودم .. یعنی اگر بود و سالها با ما زندگی میکرد این دوست داشتن باقی میموند؟

میگم کاش باریش عمر ابدی داشت ولی .....

یادم میافته که خیلی ها بیشتر از باریش معروف بودند و به ناگاه مردند در حالی که زنده بودند !! ولی باریش مرد در حالی که برای همیشه زنده خواهد بود باریش واقعا در خاطر و یاد ما برای همیشه خواهد زیست . شاید اینجوری دلمو خوش میکنم ولی من باورم شده که باریش دیگه هرگز نخواهد مرد !

باریش آکارسو به دانشنامه آزاد ویکیپدیا  اضافه شده  (لینک باریش در ویکیپدیا

 آری باریش آکارسو دیگر یک واژه شد. واژه چیزی نیست که با گذشت زمان تغییر پیده کنه .  

سایت IMDB هم یک بیوگرافی بسیار ساده کوتاه و زیبا در باره باریش به بانک اطلاغاتی خودش افزوده . زیباترین نکته این زندگینامه اشاره به کمک باریش به بچه های فقیر و مریضه که با یک کلمه زیبا کل مطلب ادا شده .

 چقدر زیباست نوشته توی عکس . من معنیشو نمینویسم چون لطافت نوشته کم میشه .

گذشت زمان عادت رو یاد میده ولی فراموشی رو هرگز ....

باریش آکارسو مثل اسمش در روح و جان زمان برای همیشه همچون آب روان  جاری خواهد بود.

روحش شاد و یادش گرامی

+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387 8:52 توسط افشین مرد صفت |


خدا وصیت منو گوش بده نامه مو بخون

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون

میسپرمش بهت میرم تمام تار و پودمو

یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو

کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه شو

بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون

خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون

فردا قراره من و تو از همدیگه جدا بشیم

فردا قراره همدم گریه ی بی صدا بشیم

تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم

باید منو نگاه کنی غریب شهر تو منم

یادش بخیر منو تو و یه قلب پاکو بی غرور

حالا چی شد عوض شدی؟دلت کجاس سنگ صبور؟

من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور

کی میخواد فردا تو رو از من بگیره؟کاش اونم ویرونه شه آتیش بگیره

ما باید فردا رو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم

ما باید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فردا بیاد تنها می مونیم

خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی

نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راسی

یادم نره بهت بگم عزیز ترین من اونه

خودم مهم نیس اما اون...نذاری تنها بمونه

بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد

وقتی که حرصش بگیره دیگه از من بدش میاد

اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت

همین دیوونه بازیاش از اول چشممو گرفت

حالا که دیگه مجبوریم با همدیگه وداع کنیم

بیا به یاد اون روزا همدیگه رو دعا کنیم

یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم

ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشم

با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده

هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده

کی میخواد فردا تو رو از من بگیره کاش اونم ویرونه شه آتیش بگیره

عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمخوام فردا دلت واسم بسوزه

ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو میتونی نذاری تنهام بذاره

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 9:9 توسط افشین مرد صفت |


منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیاید مفرح ذات.پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب ..........

شکر خدا عمل جراحی انجام شد.

وارد دوران بحرانی بعد از عمل جراحی شدم. انشا الله این ۲ ماه هم به خوبی سپری بشه میتونم بدون عصا راه برم.

چه نعمتیه !! قدرشو وقتی فهمیدم که ...... دوستان قدر عافیت بدانید و شکر کنید که هر چقدر شکر کنیم باز بدهکاریم هر چند که خداوند بزرگواره و  نیازی نداره ولی ماها وظیفه داریم  که شاکر باشم و بنده.

از همه دوستانی که تو این مدت با کامنت و تلفن جویای حالم بودند ممنونم.

از مهسای عزیزم هم به خاطر لطفشون بینهایت ممنونم.

باز هم منو دعا کنین . خیلی نیاز دارم به دعاهای شما .

یا علی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 14:0 توسط افشین مرد صفت |


سلام.
عیدتون مبارک.

Stock Photography - bunch of flowers. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart


دوستان،افشین عملش خیلی خوب بوده،الانم حالش خیلی بهتره و زودی برمیگرده.اومدم از طرفش بلاگو به روز کنم و عید و تبریک بگم.

طاعات و عباداتتون قبول باشه.ثمره ی عروج روح از خاک تا افلاک تبریک باد.حالی نیکو و سماعی جاودانه پیشکشتان.التماس دعا

Stock Image - rudbeckia flowers. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart

افشین عزیز جات اینجا خیلی خالیه.همگی دوستت داریم و منتظرتیم.خوب خوب شی.عیدت مبارک.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387 16:2 توسط افشین مرد صفت |


سلام دوستان گلم.

درسته که دیر به دیر آپ میکنم ولی هر روز میام اینجا و دلم پیش باریش و شما طرفدارانشه ....

متاسفانه باز میرم زیر تیغ جراحی  و شاید تا مدت زیادی نتونم بیام اینجا.

از شما میخوام برام دعا  کنیند .

همتونو به اندازه یک دنیا دوست دارم

یا علی و به امید دیدار دوباره 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 15:55 توسط افشین مرد صفت |


با رفتن تو،
از این سرزمین،
بی سر و صدا،
این سرزمین نیز از پی تو رفته است،
پنهانی.
شاید یک حس و یا یک فرار،
حضورت هنوز حس میشود
و هنوز چون دیروز است...
اندیشه هایم سرشار از تواند
نجاتم بده...
کتابهایم سرشار از تو گشتند
و بعد،قهرمان هایم تبدیل به تو گشتند...
کودکیم از پی تو گریخت،
کجاست اینک عروسکهایم؟عروسکهایم؟
نام تو را نیافتم از هیچ کجا.
گرفتار بی زمانی ها گشتم
بگو کجایم کجا؟
غرق در اندیشه ها...

نجاتم بده

نجاتم بده....

 

Yine resmin duvarda
geceler yine sensiz
gonlume uc kursun sevdali
saatler yine sessiz

eski bir sarki bu
tarihin kaleminde
ne guzel ask yasamisdik
ak denizde, egede

ah...nerdesin
nerdesin
seni,unutamiyorum
ah...nerdesin
nerdesin
seni,unutamiyorum

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 21:34 توسط افشین مرد صفت |


Gunduz gozuyle soylenmeyecek masallar soylemisiz,
sabaha cikmayacak sozler vermisiz meger.
bir hayal kusunun kanatlarinda,
adimizi ruzgara yazmisiz meger,
simdi ariyorum,bulamiyorum.
uzanuyorum zaman ustunden,dokunamiyorum,
icimde sakladigim o masallari,
kimseye anlatamiyorum...

Yollar aldilar seni,
Yollar ayri koydular
eski dostum,o yollar,
simdi hasret oldular.
bekliyorum yollarini,
beklemekle bitmior,
besliyorum askini,
askin rengi soluyor.
gunler geciyor,
yipraniyor,eskiyor
ufka dalan gozlerinde,
hatiralar dinmiyor.
sevdim olmuyor,
sevmedim olmuyor.
askini buyutugum,buyutugum ama oluyor.
gel dondur o yollari
beklerim o yillari
iste ben,bekliyorum,bekliyorum,
ama bitmiyor...

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 18:5 توسط افشین مرد صفت |


۱۴ تیر یادآور تلخترین خاطره هاست برای کسانی که دلشون با باریش میتپید . خسته از ۵ روز دعای بیحاصل زانوی غم بغل کرده و دورا دور گریستیم . صدای " ای کاش " تمام دل دادگان  زمینو زمانو پر کرد ولی چه سود که هیچ کدام چاره ای نشد برای  اتفاق چنین روزی .

۱۴ تیر روزیسیت که  هدیه کننده صلح به دلهای ما هدیه خود را پس گرفت و داغ آنرا برای ابد در دل ما نهاد.

اینها حرفای دل بعضی از دوستانمونه که در قسمت نظرات نوشته اند و با به ایمیل من ارسال کرده اند:

شیدا :

امروز اون روزییه که یه قلب عاشق از تپیدن ایستاد
روزییه که یه پرنده قفسش رو شکست تا اوج بگیره
روزییه که رفت تا خاطره بشه افسانه بشه برای دلهای عاشق
روزییه که یه فرشته که راهش رو گم کرده بود
دستهای مرگ رو بوسه زد تا اورو به خونش برگردونه
روزییه که یادمون اورد برای دوست داشتن فرصت تنگه
اگه دوست داریم باید همین حالا دلمون رو زیر پای دلدارمون بذاریم
فردا میتونه دیر شده باشه
و دیگه برای ما دیر بود
چقدر که ناله میکردیم
چقدر که اشک میریختیم بی فایده بود
هنوز دلهامون مملو از ای کاش هاست
هنوز باور نداریم که تنهامون گذاشت
همیشه هستن کسایی که تنهامون میذارن
تا بچشیم طعم تلخ جدایی رو برای به خود اومدن
اما ما...
روزی چند بار جمله دوستت دارم رو نثار اونایی میکنیم که دوستشون داریم
همون طور که باریش هیچوقت این جمله رو از زبون ما نشنید
شاید هیچ کس نمیشنوه
دیگه این جمله ها توی این دنیای یخ زده جا نداره
دیگه کسی زبون گفتن این جمله رو نداره
دیگه کسی گوش به این جمله نمیده
پس برای چی باریش رو تو این دنیا میخاستیم
اگه خدا حرفمون رو گوش میکرد اونو به ما رها میکرد
چند نفرمون بهش میگفتیم که دوستش داریم!
اگه کسی رو از دست میدیم نشونه اینه که لیاقتش رو نداریم.
 
 
مهسا (میلاگروس):
 
 

باریش رو نمیشناختم.فقط چندبار توی آکادمی دیده بودمش.اما حتا روز فینال هم دعا میکردم تلقا برنده بشه.فقط یه شب تا دیروقت نشستم و ام تی وی رو دیدمباریش جلوی آینه آشکین ماحبوسانه رو میخوند...حتا سریالشم نمیدیدم.حتا آلبوماشم نداشتم.تا اینکه اونروز توی استار دیدم اوکان بایولگن داره آرزوی قوت قلب برای باریش میکنه.فک کردم مادرش یا پدرش طوریشون شده.گفتم طفلک مامانش مرده...
بعد که فهمیدم جریان چیه دنیا رو سرم خراب شد.زندگی تالاب خورد تو سرم.همه چی به هم ریخت.همه چی به هم ریخت افشین.
4 روز صب تا شب دعا کردم.واسه کسی که هیچی ازش نمیدونستم.جز یه صدا و یه تصویر.آشکین ماحبوسانه...
روز پنجم صبح زود آن شدم.سایت دیزی فیلم رو باز کردم دیدم صفحه ی نارنجی رنگ وبسایت سیاه شده.بیر ییلدیز کایدی...
میدونی چی شد؟من.منی که نمیدونستم گریه چیه.منی که نمیدونستم افسردگی پریشانی غم غصه چیه. داشتم آرزوی مرگ میکردم...تازه شروع شده بود بدبختی من.داشتم میشناختمش.بی اینکه بشناسم کی بود از دس دادمش...بی اینکه بدونم...حاا مونده بودم با یه باریش با یه عشق با یه بدبختی....تنها.نه کسی میفهمید نه کسی...تموم شد.ظرف وجود اون نازنین از این زندگی کثیف وحشتناک رذل خالی شد.خوش به حالش.خوش به حال فرشته ی من که تا آرزو کرد ایستردیم داها ایی اولماک بیر ملک گیبی کاناد آچیپ داغلارا اوچماک خدا بردش پیش خودشو بهش دوتا بال داد...حیف بود.حیف بود ازون فرشته که بمونه توی این پستی و تباه بشه...حیف بود...

 

سمیه س :

آدمها می میرن اما صلح نه ! مگر امکان دارد که باریش بمیرد ! مگر امکان دارد ؟ نه او نمرده تنا آخر عمرم هم باور نمی کنم که او مرده باشد . هر روز یکبار آهنگهاشو گوش می دم . همه قسمتهای سریالش رو دیدم و بعد از اون اتفاق پارسالی بیشتر به این نتیجه رسیدم که کسایی که روز تولدشان مرگ جسمیشان فرا میرسه نمی میرن . تا ابد زنده می مونن . زندگی می کنن
خدا میدونه چقدر دوستش دارم . وقتی دائی عزیزم رو از دست دادم به اون اندازه ای که برای باریش ناراحت شده بودم ناراحت نشدم . چون باریش جوون بود . عاشق بود واقعا می شد عشق رو تو چشمهاش دید . عشقی که به هیچ تنی لوث نمی شده . انگار کسی است از توی دنیای خودم . تنها عکس مردی که توی اتاقم هست تاکید می کنم تنها عکس مرد ( حتی عکس پدرم) که توی اتاقم هست عکس باریشه درست جائیکه حداقل چند ساعت از روز ببینمش
باریش تو از دنیا نمی روی چون تو صلحی!

سحر شیدا:

 

روح من براي من رفيقي است كه مرا در روزهاي سخت و سنگين دلداري ميدهد ...

مي دونم كه همه ي ما سال گذشته روزهاي خوبي نداشتيم اما اميدوارم با يك سال بزرگتر شدن معني واقعي مرگ رو درك  كنيم ...

خدايا !

عزيزي را از دست داده ايم و دست مرگ ناگهان او را ربود در اين روز سوگواري ايماني به ما عطا كن تا در يابيم گرچه عزيزي را از دست داده ايم اما هنوز تو با ما هستي

و اين تنها چيزيست كه بدان نيازمنديم مگذار از تو بخواهيم درد را از ما تسكين دهي بلكه توان چيرگي بر ان را به ما ببخشي 

در كنارمان بمان ... امين

باورش هنوزم برام سخته ولي از خدا براي روح باريش عزيزمون طلب امرزش و رحمت مي كنم .

هميشه در قلب ماست و به يادش هستيم و مي مونيم ...

روحش شاد

مهسا (ایلینا):

در جهان چون ناله اي از غم تو سر دادي            مستمان كردي تو بر مامي اگر دادي

اين فلك بگرفته جانت را به نامردي               چون كه مجنون را ز ليلايش خبر دادي 

 

من هم به نوبه خودم این غم بزرگ را به تمامی طرفداران باریش تسلیت میخوام . از خداوند برای خانواده باریش مخصوصا مادرش صبر مسئلت دارم .

 

 

  

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 10:55 توسط افشین مرد صفت |


X

افشین مردصفت. لیسانس مهندسی نرم افزار.33 سالمه و مجرد هستم.


Home
Email
Night Skin

Archives

هفته دوم تیر 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386



Links

علی بلیزر (پسر عمه و دوست من )
میلاگروس (مهسا خانم گل)
مهتا (یک نویسنده واقعی)
مبینا(یک دوست خوب و با احساس)
ناقوس(یک نوسنده فلسفی)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها: